یک لیوان چای داغ میل داری
خودم را میریزم
لیوان عرق میکند
و تو منتظر می مانی تا سرد شوم
تلخم
شیرینم می کنی
شیرین نمی شوم
اشباع شده ام
جرعه ای مینوشی
و
تف می کنی مرا
و این منم
که سراسر خالی میشوم
در سینک ظرف شویی
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت
11:53 توسط lily| |