تبليغاتX
و، زن


و، زن

 

ترانه ۱۹۷۳جيمز بلانت بهترين ترانه هفته.

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 19:50 توسط lily| |

.جبران خليل جبران

نيمي از آنچه به تو مي گويم بيمعني است

اما آن را مي گويم تا

معني نيمه ي ديگر كامل شود!

حقيقت انسان

به آنچه بيان مي كند نيست

بلكه حقيقت او نهفته در آن چيزي است

كه از بيان آن عاجز است

بنابراين اگر خواستي او را بشناسي

نه به سخنانش

بلكه به ناگفته هاي او گوش بسپار.

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 19:43 توسط lily| |

 

 وقتی که رفت پروانه های دلم عقرب شدن.خدایا خسته ام

مچاله شدم.حالا که اون نیست تو بغلم کن.نمی دونم برای

چندمین بار. امابغلم کن.

 

 

نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 20:1 توسط lily| |

 

سفیدی صورت خدا زیر محاسنش پیدا بود.لبهای عنابی و 

دندانهای سفید اناری بود لای رگه های سفید.چشمانش

یک مشت زمرد سبز.خدا زیرزیرکی خندید ومن هم خندیدم

انگشتان استخوانی اش را لمس کردم و فشردم.خدا هم

دستان مرا روی قلبش می گذاشت و می فشرد.سرش را

که روی شانه ام می گذاشت بهشت روی شانه ام جا می ماند.

لحظه ای لبهای ماتیکی مرا بوسید وحباب قلبم ترکید هنگامی که

تمام وجودم خالی و پر از او شد.من خواستم فقط مال من باشد

اما او نمی خواست که فقط مال من باشد وخدا رفت.خدا هم مثل

من تنها بود.تنهای تنها.

نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 20:40 توسط lily| |


Design By : Night Skin