و، زن
ترانه ۱۹۷۳جيمز بلانت بهترين ترانه هفته. نيمي از آنچه به تو مي گويم بيمعني است اما آن را مي گويم تا معني نيمه ي ديگر كامل شود! حقيقت انسان به آنچه بيان مي كند نيست بلكه حقيقت او نهفته در آن چيزي است كه از بيان آن عاجز است بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به سخنانش بلكه به ناگفته هاي او گوش بسپار. وقتی که رفت پروانه های دلم عقرب شدن.خدایا خسته ام مچاله شدم.حالا که اون نیست تو بغلم کن.نمی دونم برای چندمین بار. امابغلم کن. سفیدی صورت خدا زیر محاسنش پیدا بود.لبهای عنابی و دندانهای سفید اناری بود لای رگه های سفید.چشمانش یک مشت زمرد سبز.خدا زیرزیرکی خندید ومن هم خندیدم انگشتان استخوانی اش را لمس کردم و فشردم.خدا هم دستان مرا روی قلبش می گذاشت و می فشرد.سرش را که روی شانه ام می گذاشت بهشت روی شانه ام جا می ماند. لحظه ای لبهای ماتیکی مرا بوسید وحباب قلبم ترکید هنگامی که تمام وجودم خالی و پر از او شد.من خواستم فقط مال من باشد اما او نمی خواست که فقط مال من باشد وخدا رفت.خدا هم مثل من تنها بود.تنهای تنها.
.جبران خليل جبران

| Design By : Night Skin |

